تبليغاتX
HEZAROON

HEZAROON

TEENAGERS ORANGE PAGE

تا سلامی دیگر خداحافظ

                   هیچکسی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 21:9  توسط هیچکسی  | 

 

به نام آنی که هر چیز را ساده و بی آلایش آفرید تا شاید دلها پاک از هر گناهی شوند وراه خداوندی را

 

بشناسند. و سلام بر خدایی که آفرید انسان را و دستور تعظیم به او را بر  فرشتگانش که پاکند از هر گناه داد و

 

شیطان را از دربارش اخراج کرد برای انسان و ندانست که انسان چگونه بنده شیطان میشود و گول هوا و

 

حوس های انسانیش را میخورد و به حکمفرمایی انسان در بهشت پایان میدهد.

 

سلام

 

سلام بر شما که صاحب امتیازاتی برای دانش آموزان هستید . من نمیدانم که شما در کدام دفتر از دفاتر آن

 

اداره اید و تنها میدانم که میدانید دانش آموز چیست . من کسی هستم که دوازده سال از  عمرم را در

 

مدارسی گذاراندم که هر کدام به من آموختند انسان چیست و انسان کیست و دریافتم که این دنیا چیست و

 

دانستم که در پشت دربازه های این دنیا دنیاییست که در آن زیبایی زیباست و دانایان دانایند . و هر چیزی به

 

لطف الله در سر جایش است . آری آموختم که دنیا محل کنکوریست عظیم که تک عظیم عالم ناضر آن

 

است و جایی برای متقلبان ندارد . آقای رئیس سوالاتی از شما دارم که بس زیاد است و نامه ام  کوچک

 

است . آقای رئیس نمیدانم که در هنگام هنگاممه باران به آب نگاه کرده اید یا خیر ولی آن آبها اشکهاییست

 

که از چشمان دانش آموزان  سراسر این کشور برای هر چیز ریخته و هر زلزله ای که میآید باعث اش 

 

لرزیدن دل دانش آموزیست از ترس حرفهای معلمانی که دعواهای خانواده شان را به کلاسهای درس می

 

آورند و دانش آموزان را در غم خودشان شریک میکنند. نمیدانم که چندبار به مدرسه ای سر زدید و حال

 

احوالی از دانش آموزان پرسیدید آری حال و احوالی از دانش آموزان نه از حقوق معلمانی که تمام حقوقها را

 

زیر پای نهاده اند  . آقای رئیس،  آموزش و پرورش ما تنها آموزش و پرورش معلمان شده و دانش آموزان جز

 

کوچکی از این نظام هستند . اخبار تلوزیونها در مورد آموزش و پرورش نیست و آگر هم باشد تنها در مورد

 

حقوق معلمانیست که تنها کارشان روخوانی کتاب است . میخواهم برای شما حال احوال کسانی را بگویم که

 

در دبیرستانهای دولتی یا حتی غیر دولتی اند . کسانی که انگار از دانش آموزان تلبکارند . آقای رئیس من هم 

 

 در مدرسه غیر دولتی بودم و هم در مدرسه دولتی و در هر دو باج گیری معلمانی را دیدم  و دیدم که چگونه

 

در سال اول دبیرستان که سال تعیین آینده انسان است چگونه همان معلمان از خدا بی خبر با آینده دانش

 

آموزان بازی میکردند . آقای رئیس شما کجا دیدید که من بیست هزار تومان برای یک نصف جلسه کلاس

 

خصوصی به معلمی دادم که در نگاه من تنها دزدی بیش نبود.دزدی که آینده مرا به باد فنا داد و مرا در امروز

 

و فردایم معلق نهاد . آری آقای رئیس کجا در خوابتان کابوسها دیدید.کجا دیدید که دانش آموز سال اول

 

دبیرستان به جای سر زندگی و شادابی کنجگیری کند و به گوشه ای خیره ماند و حرفهای گوناگون دوستانش

 

را به خاطر معدل یا هرچه تحمل کند و در نهایت گره ای به نام عقده را در دل پرورد و آن را در اجتماع پیاده

 

کند. آقای رئیس، آموزش و پرورش امروز  توسط چند معلم یا  شاید دلال معلم نما به کلاسهای خارج از

 

مدرسه  تقسیم گشته . شما به خوبی میداند که اگر دکتری بخواهد مطبی برای درمان  تاسیس کند نیاز به

 

مجوز از نظام پزشکی دارد اما در آموزش و پرورش این هم نیست .آموزش و پرورشی که خود پزشک مسازد ،

 

آموزش و پرورشی که خود مهندسین آینده را میساد . آری جناب رئیس بغض گلویم اگر باز شود نام معلمانی

 

باجگیر را میگوید که سر کلاس چرت میزدند و اگر آنها را از خواب بیدار میکردیم فحشهایی میداد که در زبان

 

نمیگنجد . معلمانی که پسران کلاس اول و دوم و سوم دبیرستان را کتک میزدند. و ناظمان مدرسه غیر

 

انتفاعی که برای ثبت نام همانند حیوان دانش آموزان را روزها این ور و آن ور میکنند.

 

به راستی دریافتم که زندگی هیچ است و در آموزش و پرورش شما جایی برای درس خواندن نیست . آقای

 

رئیس چرا باید من فقط شما را دوبار و تنها برای گرفتن جایزه رتبه اول شعر ببینم . چند بار با دانش آموزان

 

غیر نخبه جلسه ای گذاشتید و چند بار بغیر از حقوق معلمان به حقوق دانش آموزان فکر کردید. من میدانم

 

هیچ بار .

 

و همین بود که اسم شعریم هیچکسی شد تا گوش و چشمم را ببندم و تنها رو به سوی معلمانی کنم و گویم

 

 چشم .

 

البته ما در جامعه مان معلمان خوب نیز داریم که تعدادشان به اندازه انگشتان دست نیز نیست .

 

امید وارم این مکاتبه ادامه یابد .

 

                                               به امید فردای فرداها 

                                                     هیچکسی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 21:59  توسط هیچکسی  | 

رکورد بلند ترین رصد حرفه ای  ایران توسط گروه نجوم آماتوری سوشیانت شهر شاهی شکسته شد !

گروه ۱۷ نفره ی رصدگران انجمن نجوم سوشیانت شاهی با انجام یک رصد موفق در ارتفاع ۳۰۰۰ متری قله ارفه کوه موفق به شکستن رکورد بلندترین رصد ایران شدند . این انجمن نجوم که اولین انجمن نجوم استان مازندران محسوب می شود و پیش از این فعالیت های آن در حد ترویج نجوم در سطح شهرستان بود امسال با بر گزاری ۲ برنامه فعالیت های خود را از محدوده شهرستانی گسترش داد که اولی آن برگزاری سومین جشنواره ساعت های آفتابی در کنار غار ۱۴۰۰ ساله اسپهبد خورشید شهرستان سواد کوه در روز خورشید (۳۱ خورداد ۱۳۷۸ ) بود و دومین آن همین رکورد شکنی بلندترین رصد ایران !

این برنامه۲روزه که طرح های اولیه آن از حدود یک ماه پیش ریخته شد از صبح جمعه             (۲۲/۶/۸۷)  آغاز گشت و گروه صعود خود را به ارتفاعات ارفه کوه از مسیر ارفه ده انجام داد . این صعود که معمولا ۴ ساعته انجام می شود به دلیل سنگینی بار و زیاد بودن ابزار رصدی در ۸ ساعت از ارفه ده تا قله صورت گرفت و پس از اندکی استراحت و مستقر کردن ابزار، رصد از ساعت ۹ شب آغاز شد . در ابتدا به دلیل وجود مه رقیق و حضور ماه تقریباً کامل اندکی اختلال در رصد ایجاد شد اما در ساعات بعد با بهتر شدن هوا و غروب ماه شاهد آسمانی بهتر بودیم . 

ابزار رصدی  گروه در این شب شامل یک تلسکوپ ۶ اینچ شکستی از نوع کروماتیک با فیلتر تصحیح رنگ سوار بر پایه استوایی EQ 5 pro  و یک دو چشمی 50*10_30 مستقر بر سه پایه سمتی ارتفاعی و دو دوربین عکاسی بود که عکاسی از آسمان با آنها انجام پذیرفت !   

در پایان امیدوارم که این گونه برنامه ها باز هم انجام پذیرد و باعث ترویج علم در میان مردم شود .

با تشکر

تقوی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 9:24  توسط بهراد  | 

سلام دوستان !

میگم همتون حتما از شاهکار سازمان سنجش باخبر شدین دیگه ؟ همین یه قلمو کم داشتیم که به لطف بعضیا دیگه کم نداریم ( منظورم همون برابری دانشگاه هاست .)

حالا چه جوری باید به این سازمان زبون فهم! حالی کنیم آقا به خدا تهرانو که نمیشه جزو مناطق بومی به حساب آورد ؟ جوونای بدبخت به هزار امید و آرزو درس خوندن تهران قبول شن حالا به رتبه دو رقمی (تجربی) میگن بیا تو بابل BEEP بشین . آخه یکی نیست بگه کجای دانشگاه بابل با تهران یکیه ؟ یا رتبه 220 ریاضی امسال مثل 1300 پارسال قبول شده. حداقل از قبل میگفتین یهو دیپرس نشن بنده های خدا

بابا یکم رحم داشته باشین !

تهرانیها هم که دیگه صفا . همه رو کیش کیش کردن خودشون رفتن.....

تروخدا جون مادرتون برین اعتراض کنین تا نزدن مارو BEEP (= بدبخت نکردن ) وگرنه تو این 3 ساله بدبخت میشیما .

البته واسه من که مشکلی نیست .  من که  از همون اولش به رتبه 1 رقمی فکر میکردم . چون همیشه به فکر بقیه هستیم گفتیم اظهار همدردی کنیم دیگه!

 ادامه مطلب : نحوه اعمال پذیرش بومی در کنکور 87 اعلام شد / هنریها پذیرش بومی نشدند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 10:22  توسط هزار  | 

 

سارا پیلین، معاون مک کین در انتخابات آمریکا و «جوزف بایدن» معاون باراک اوباما شد

Presumptive Republican presidential nominee Sen. John McCain and presumptive Republican vice-presidential nominee Sarah Palin (Joe Raedle/Getty Images)

 Go to fullsize image

      

 

به نظر شما کدومشون رای میارن ؟ اوباما یا مک کین ؟ 

در ادامه مطلب میخوانید :

انتخاب سارا پيلين به عنوان معاون جان مک کين،

انتخاب سناتور جوزف بایدن به معاونت اوباما

ایرانیان و انتخابات آمریکا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 14:36  توسط هزار  | 

      

 

Image

تمام علاقه مندان به رصد رؤيت هلال و ديگر رصدگران نجوم، در ابتدا و انتهای ماه رمضان برنامه ريزی ويژه ای برای رصد هلالهای مربوط به اين ماه داشته و اين روزها سؤال می کنند که چرا سايتهای رؤيت هلال نسبت به ارائه مشخصات اين هلالها، اقدام نکرده اند. در اين فرصت باقيمانده به اختصار نکاتی را برای رصد اين هلال به استحضار می رساند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 22:41  توسط بهراد  | 

 

                    

 

هر لحظه در امید لحظه دیگریم

و در لحظه بعد به امید بعد آن

نوری را ته قلبم حس میکنم

و به دنبال آن تا سرانجام میدوم

به هر جایی که میرسم نرسیده ای را میبینم

به جهالت خود میاندیشم و بلند میخندم

به جماعتی غمگین از نرسیدن به لحظه بعد مینگرم و بلند میخندم

هر لحظه خنده ام بیشتر میشود

هر بار سنگینتر میشود

نور قلبم روشن تر میشود و به آن نزدیکتر میشوم

هر لحظه در امید لحظه دیگرم

و میاندیشم و در اندیشه ام میدوم

هر لحظه میخندم و از خنده ام نورانی تر میشوم

لحظه ها جریان دارند و من میدوم

از اندیشه ها دور میشوم

از نورها بالاتر میروم

و لحظه ها را جای گذاشتم

خنده ام به پایان رسید

و من میدوم تا به سر انجام برسم

و در سرانجام به فکر لحظه ام

و در اینجا هر لحظه در امید لحظه قبلم

 

هیچکسی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 12:53  توسط هیچکسی 

 

«صفر» حاصل تلاش تا روز نهم المپیك؛ ناكام مثل ایران

سلام دوستان عزیز

همتون از اخبار المپیک خبر دارین دیگه !

جا دارد موفقیت سیستم مدیریتی کشور را (حداقل در عرصه ورزش که تابلو شد ) به شما تبریک بگوییم. به جای اینکه جوونا  به ورزش تشویق بشن ... ( هیچی ولش کن )

تو ادامه مطلب موضوعات زیر رو میخونین که امیدوارم خوشتون بیاد :

۱.پایان برنزین ۱۰ روز ناکامی ایران در المپیک پکن ( همراه چند تا عکس )

۲.محمد علي آبادي رييس سازمان تربيت بدني گفت: كاروان ايران در بازي‌هاي المپيك پكن ناكام نبوده است.

۳. محمدرضا تابش : علل ناکامی های المپیک پکن توسط مجلس بررسی میشود

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 9:8  توسط هزار  | 

توضیح : 1 این  مقاله رو من ننوشتم  ( البته اینو هر آدمی با پایین ترین IQ که منیدونم چنده ! (اگه میدونین تو نظرات بگین ) هم میتونه بفهمه.) اونجاهایی که گفته( من ) من نیستم . اونه !چون کپیش کردم اینجوری شد   

2: اگه سه تا خط بالا رو بدون مشکل خوندین باید بهتون تبریک بگم. خودتون هم باید به خودتون تبریک بگین کلا همه باید بههم تبریم بگن!!

3: اونجاهایی هم که BEEP داره هم 2تا دلیل داره :

      : کسی از وبلاگ برداشت سیاسی نکنه چون ما نه قصد سیاسی داریم از سیاست هم خوشمون نمیاد نه مخالف اینیم نه موافق اون ... فقط میخوایم یکم بخندیم.همین

      : چون اکثر مخاطبین -18 هستن............. (بقیه رو بفهمین دیگه )

 

بگذاریم پیش از آنکه ماجرای حسین رضازاده هم به سرنوشت ترانه‌ی «مرا ببوس» گرفتار آيد و تا ابدالآباد مثل ترور کندی و خودکشی تختی و مرگ ‌BEEP و ماجراي BEEP....، در پیازپیچ شایعات ِ لایه لایه، پیچیده شود، سرراست کشف ماجرا کنیم. ( برداشت شما از beep آزاد است )

برین ( بروید !) تو ادامه مطلب:

فقط اگه آخرش  بوی سیاست شنیدین بگین قلفتی پاکش کنم. آخه جوونم آرزو دارم !

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 20:14  توسط هزار  | 

 

سروش: گفت‌وگو، تحمل می‌طلبد

سلام دوستان!!  این  نامه رو با این که دکتر سروش حدود دو سه ماهی شده که  نوشتند گفتم بد نیست تو وبلاگ بذارم چون ...........

چون ............

چون ...........

نمیدونم ! خوندم  حال کردم گفتم بذارم دیگه ! گیر نده

تازه همین الان شنیدم که خسرو شکیبایی هم به دیار باقی پیوست .اینم بهتون تسلیت میگم .

 

بگذریم .......          واسه خوندن  برین تو ادامه مطلب ( اگه قبلا نخوندین !!!!!!!!!!!!!! )

راستی ! یادم رفت بگم ! روز پسر ـ مرد ـ پدر .......... مبارک !!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 18:11  توسط هزار  |